صنعت مدرن و جایگاه صنایع دستی در ایران

صنعت مدرن و جایگاه صنایع دستی در ایران

برای اینکه بتوانیم تصویری روشن درباره ارتباط تاریخی طراحی صنعتی با صنایع دستی در ذهن داشته باشیم، پیش از هر چیز نیاز به داده هایی دربارۀ چندی و چونی ظهور صنعت مدرن در کشورمان داریم. صنعت مدرنی که بعد از بروز انقلاب صنعتی بــا افزایــش ناگهانــی تولید، ســیمای جهــان را تغییــر داد و رفتــه رفته با صدور فناوری های عرضۀ کالاهای متنوع، اشاعۀ مصرف گری و احیانا وابسته، بر روند تولید سنتی تمام کشورها اثر گذاشت.

صنعت مدرن و جایگاه صنایع دستی در ایران

یکــی از تنگناهــای پژوهــش دربــارۀ شــکل گیری صنعــت مــدرن در ایــران، کمبود شــدید تاریخ نگاری هــای مدون و روشــمندی اســت که خطوط اصلی ماجرا را بازگو کنند. در این میان، نویسندگان مجموعه کتاب موقعیت تجار و صاحبان صنایع در ایران عصــر پهلوی، صنعت مــدرن را در ایران پدیدهای تازه می شــمارند که بعــد از شــكل گیری دولــت مــدرن و برخــی زیرســاخت ها مثــل بانــك و خطــوط حمــل و نقــل و پول ملــی و … رشــد می کنــد و در ابتــدای راه عمــده تمركــزش بــر تولید مــواد مصرفــی و صنعت نســاجی اســت و در ادامــه به تولیــد كالاهای مدرن می پردازد كه محصول فرآیند تولید در كشاورزی نیست. از سوی دیگر، نتایج یک پژوهش نشــان می دهد که کشــور ما هنوز جزو کشــورهای نیمه صنعتــی محســوب می شــود. کشــورهایی که شــاخص تولیدات صنعتی آنها پایین اســت و صنایع تولیدیشــان زیر 15 درصد از تولید ناخالص داخلی آنها را تشکیل می دهد.

در معــدود اســناد موجود، اولین زمزمه هــای صنعتی شــدن ایــران بــرای عبور از صنایع دســتی و ورود بــه صنعت ماشــینی را می توان در روزگار صدارت میرزا محمدتقی خان فراهانی جستجو کرد. در یــک نــگاه سراســری، فرمــان آزادی همگانــی در بهره بــرداری از معــادن خودیافتــه، اســتفاده از دانش غربی هــا در معــادن، راه اندازی کوره هــای ذوب فلزاتــی کــه ارمغــان ناپلئــون بــرای بــه تخت نشســتن ناصرالدیــن شــاه بود، تاســیس کارخانه هــای پارچه بافی و شــکر ریزی و بلورســازی و کاغذســازی و چدن ریــزی و فلزســازی، فرســتادن صنعتگــران ایرانــی برای دوره دیدن به روســیه و عثمانــی، راه اندازی کارخانه هــای تفنگ ســازی و باروت کوبــی و دیگــر ادوات جنگــی، حمایت از ارباب صنایع و توجه ویژه به نوآوران، مهندســی معکوس و بومی ســازی مصنوعــات فرنگــی و تاســیس مجمــع الصنایــع بــرای ترویــج فنــون و هنرهایی چون ساعت ســازی و زردوزی و ملیله ســازی و خیاطی و نقاشــی و تفنگ سازی، از جمله تدابیر امیرکبیر برای رونق و رواج صنعــت نوین در ایران است. کوششــی کــه زمینه ســاز شــرکت ایــران در نمایشــگاه 1851 میلادی انگلستان به عنوان مهمترین همایش صنعتی سدۀ نوزدهم می شود.

 

نمایشــگاه کریســتال پالاس رســمی دولــت انگلیــس

نمایشــگاه کریســتال پالاس رســمی دولــت انگلیــس

 

با دعوت شــرکت ایرانی ها در نمایشــگاه موسوم به کریســتال پالاس رســمی دولــت انگلیــس و دســتور مســتقیم امیرکبیــر انجــام می گیرد. کریستال پالاس در زمان خود، نمایشگاه بی نظیری به حساب می آمد کــه قــرار بود تصویری زنده و روشــن از پیشــرفت های صنعتی جهان را بازنمایــی کند. اهمیت این رویداد بین المللی بــه عنــوان نقطه عزیمتی جــدی بــرای ورود به صنعت مــدرن در تمام کتــب مربــوط به تاریخ طراحــی صنعتی مورد توجه و تاکیــد قرار گرفته است تا آنجا که به اعتقاد برخی از صاحب نظران، رواج طراحی صنعتی در سدۀ نوزدهم به نقدهایی باز می گردد که منتقدان نمایشگاه عظیم کریســتال پــالاس نوشــته بودنــد. بــرای کالاهــای ایرانی در نمایشگاه مذکور (نمونهخانۀ امتعۀ ممالک)، هزار پای مربع جــا اختصاص می یابــد. کالاهایی که از والیات مختلف گــرد آمده بود و شــامل نمونه هایــی از قالــی، شــال کرمانی طرح کشــمیر، شــال باب روم، ترمــه، ترمه نمــا، پوســت، قلــمکار، زری، حریــر، مخمــل، اطلس، ابریشــم، گلــدوزی، کتــان، چیــت، قاب آئینــه، خاتمــکاری، قلمدان، اســباب خــرازی، عبــای وزیــری، کلیجــه، مرواریــد، فیــروزه، اســلحه و ادوات جنگــی می شــد. نکته جالب نخســتین حضور ایرانی ها در یک نمایشــگاه جهانی، ترکیب کالاهای ماشــینی و دســتی بوده اســت. کالاهایی که برخی چون اســلحه و ادوات جنگی در کارخانه های آن زمان ایران تولید شــده بودند و برخی چون شــال و ترمــه و قلمکار محصول کارگاه های کوچک ســنتی بودند. دلیل این دوگانگی را باید در این واقعیت جســتجو کرد که پیشرفت هاى اولیۀ انقالب صنعتى آنچنان وسیع نبود؛ به گونه اى كه صنعتگران سنتى و دستى نیز می توانستند در كنار تحوالت ایجاد شده و حتى به كمك آن، به تولید محصولات خــود بپردازند.

گام اصلــی بــه ســوی صنعــت مــدرن در دورۀ پهلــوی اول برداشــته می شــود. یعنی زمانی که حکومت وقــت در تلاش و توجه برای حفظ و حمایت تولید منسوجات و دیگر صنایع دستی بومی، با کمک آلمانی ها مدارسی در ایران تاسیس می کند. در این مدارس که ابتدا در تهران و بعد در شــهرهای بزرگ آن روزگار، یعنی تبریز، اصفهان، مشــهد و شــیراز گشــایش می یابد، آموزگاران آلمانی به تدریس دروس فنی، علمی و هنری چون درودگری، آهنگری، مکانیک و … می پردازنــد. این دورۀ مهــم که می توان آن را بــه دورۀ تعلیــق و تردیــد میان صنایع دســتی و طراحی صنعتی ترجمه کــرد، بــا یک چندگانگــی عمیق همراه اســت. به طــوری که از ســویی با نقد بیرحمانۀ دستاوردهای هنری دورۀ قاجار توام است و از سویی با ادعای بازنده ســازی صنایع دســتی و از سویی؛ با صنعتی کردن کشور به هر قیمتی. ریشه های این تغییر شتابزده، اما، همانطور که هانس وولــف در موخــرۀ کتاب صنایع دســتی کهن ایران می گویــد، به تاریخی دورتــر، بــه اواخــر دوره صفویــه و قاجار باز می گــردد و پــس از آن، با برنامۀ صنعتی کــردن کشــور، ایــران کم و بیش به ســوی صنعتی شــدن پیش مــی رود و علیرغم برخی اشــتباهات بــزرگ در برنامه ریزی به هر صورت بنیادی صنعتی در کشور شکل می گیرد.

 

منبع: محتوایی از مقاله بررسی ارتباط تاریخی صنایع دستی و طراحی صنعتی در ایران از فاطمه مجیدی

پیگیری سفارش
لیست مقایسه