وارونگی معنا در صنایع دستی ایران

وارونگی معنا در صنایع دستی ایران

وارونگی معنا در صنایع دستی ایران

انقراض تعاریف در هنر صنعت دستی

وارونگی معنا در صنایع دستی ایران

 

دیر زمانی است که هنر دوستان و هنر پژوهان در عرصه صنعت دستی و هنر اصیل و ناب در بیان قدر و منزلت و بلا شک بودن ارزش هنری آن قلم فرسایی کرده اند اما نکته های عظیم گویا از خاطر رفته است و آن این است که حقیقت صنعت دستی چیست؟ آیا به راستی ما امروزه با پدیده “وارونگی معنا در صنعت دستی ایران” مواجه هستیم؟ مسلما این پدیده نه‌تنها تاثیرات مطلوبی در فرهنگ و هنر ایران زمین نخواهد داشت بلکه پیامدهای مخربش در افول هنر دستی بی شمار خواهد بود. اگر شرایط به همین منوال پیش برود و در آینده‌ای نزدیک با وارونگی معنا در صنعت دستی ایران رو به رو شویم چه تدبیری می اندیشیم؟ اساساً اگر روزگاری مفاهیم تئوری و نظری در هنر صنعت دستی تغییر یابد چه کسانی مسئول اثرات و پیامدهای آن خواهند بود؟ آنانی که دانسته یا ندانسته به تغییر معنا و مفهوم پرداخته‌اند یا آگاهانی که در برابر این دگرگونی معنا سکوت کرده‌اند؟ مدت هاست در مراجعه به فروشگاه ها و مراکز عرضه صنایع دستی یا هنگام بازدید از نمایشگاه های هنری و مراکز آموزشی و فرهنگی اندیشه ای به ذهنم راه می‌یابد. اندیشه ای پیرامون انقراض معنا در هنر – صنعت دستی.

وارونگی معنا در صنایع دستی ایران

تصور کنید زمانی که رشته شیمی به هر دلیل نادرستی فیزیک بگوییم، یا نقاشی را عکاسی بنامیم،  در آن زمان احتمالاً شیمیدانان و نقاشان خواهند گفت مطابق اصول و استانداردهای تعریف شده این دانش شیمی و این هنر نقاشی است، پس چگونه است که در مورد صنایع دستی ندایی بر نخواسته است؟

به واقع در هر رشته‌ای، اصول تعاریف و استاندارد ها، مهمترین معیار ارزیابی هستند، آن چیزی که در صنعت دستی مورد بی‌مهری یا بی توجهی واقع شده است.

تفکرات نادرست در مورد هنر – صنعت دستی باعث پدید آمدن مشکلات بسیاری در حیطه این هنر خواهد شد. به نظر من این قبیل تفکرات، ریشه در برداشت‌های نادرست از صنایع دستی دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

1- این هنر – صنعت چون دستی است پس هر یک از ما نیز می توانیم دستی بر آن داشته باشیم.

2- واژه “دستی” در نام این هنر، اساساً نشان از سادگی و سهولت دارد.

3- آموزش و شناساندن آن به عموم، نیازمند مهارت و تخصص کمتری نسبت به سایر حرفه ها است.

4- تحقیق و پژوهش در صنعت دستی از عهده هر محققی برمی آید، البته بهتر است اهل هنر و دوستدار فرهنگ باشد.

5- در راستای پیشرفت صنعت دستی، همه دوستداران هنر باید تلاش کنند تا نظر و پیشنهاد ارائه دهند. راهکارهای توسعه صنایع دستی توسط کارشناسان، از هر صنف و هنری، پذرفتنی است، فقط همتی می‌خواهد آن ایده را به عمل رسانده در سطح هنرمندان و صنعتگران پیاده کند.

این گونه است که با ندانسته های مان سرنوشت یک هنر و به تبع آن خیل عظیمی از آثار هنرمندان و صنعتگران و نهایتاً ارزش‌های فرهنگی یک قوم را تغییر می دهیم. امروز ما “صنعت خودروسازی” داریم، “خودروهای ملی” داریم و البته برای خرید این خودروها از تسهیلات متنوع و وام های مختلفی بهره مند می شویم. داشتن این ضرورت زندگی مدرن، یعنی همان اتومبیل شخصی، آن هم از نوع ملی و تولید داخلی اش، قطعاً به چنین حمایت‌ها و تسهیلاتی نیازمند است. اما آیا امکاناتی شبیه این، برای خرید صنایع دستی هم وجود دارد؟ در تسهیلاتی که برای خرید لوازم ضروری زندگی به زوج‌های جوان پرداخت می شود، صنعت دستی جایگاهی ندارد. شما می توانید با این وام ها، انواع چینی آلات کارخانه ای، فرش ماشینی، ظروف و … را که ساخت کارخانه ایرانی باشند، خریداری کنید. خریدی شایسته و نیکو که اقدامی در راستای کمک به تولید ملی و تهیه لوازم ضروری زندگی محسوب می شود.

وارونگی معنا در صنایع دستی ایراناما با این تسهیلات، از تهیه قالی و گلیم ایرانی، سفالینه های زیبای همدان، سرامیک های میبد یزد و … صرف نظر کنید، چرا که مجاز به خرید هیچکدام از کالاها و محصولات هنری ایران با چنین وام‌هایی نیستید. به نظر می رسد آن زمان که صنایع دستی را به اشتباه معنا کردیم، این اتفاق افتاد. آن زمان که به محصولات صنایع دستی، برچسب نادرست “کارهای تزئینی، لوکس یا حتی موزه ای” زدیم، باید به فکر چنین بازتاب‌هایی می بودیم. بازتاب هایی که باعث شد صنعت دستی ایرانی را جزء کالاهای ضروری زندگی ندانیم.

بنابراین، اگر به مفاهیم و تعاریف در این “هنر – صنعت” دقت نکنیم و نخواهیم این صنعت را بشناسیم، زمان زیادی نخواهد گذشت که تمامی رشته‌های هنر دستی به انقراض کشانده می شود.

این امر چگونه اتفاق خواهد افتاد؟ به راحتی، با فراموش کردن حقیقت و هویت صنایع‌دستی، با تبدیل صنعت دستی به یک شیء،صرفاً تزیینی و حذف بخش کاربردی این اشیا یا با جایگزین کردن کالاهای قالبی و نامیدن واژه هنر بر آنها، بدون آنکه خود بر آن واقف باشیم.

زمانی که معنای صنایع دستی را فراموش می کنیم باید انتظار داشته باشیم در آینده ای نه چندان دور، بسیاری از حمایت های لازم برای پیشرفت صنعت دستی هنوز انجام نشده است و حذف شوند انجام نشده و حذف شوند. باید نگران باشیم تمامی تلاش هایی که برخی کارشناسان آگاه هنری کشورمان انجام می‌دهند تا قوانین و سیاست هایی را برای حمایت از هنرمندان صنعتگر به تصویب رساند، هنوز به بار ننشسته، از بین رفته و نابود شود. این نتیجه انقراض معنای صنایع دستی است.

بیاییم باور کنیم هنر – صنعت دستی برای تداوم حیاتش و داشتن تاثیرات شگرف بر روح و روان ما، به ما نیازمند نیست، این ما هستیم که می توانیم از هنر دستی و سنتی بهره بگیریم، گروهی به اشتباه، زیبایی صنعت دست را در منحصر به فرد بودن کالا و موزه‌ای بودن آن درک کرده اند. بسیاری از ما نیز گروهی هستیم که هیچ ذهنیت و برداشت حسی از هنر دستی نداریم و نمی‌توانیم زمانی را برای شناخت روح صنعت دستی اختصاص دهیم.

به بحث انقراض معنا در صنایع دستی، بازگردیم. اگر چه همه ما خود را بی نیاز از دانستن معنای صنعت دستی می دانیم، اما به نظر می‌رسد باید بار دیگر تعریف آن را مرور کنیم:

صنایع‌دستی به مجموعه‌ای از هنرها و صنایع اطلاق می شود که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه بومی و به کمک دست و ابزار دستی ساخته می شود و در آن ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل، وجه تمایز اصلی این گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه‌ای است.

 

دور شدن از جنبه هنری صنایع دستی و پرداختن به جنبه کاربردی و صنعتی آنها

امروزه برخی از اشیا ارائه شده در مراکز عرضه صنایع‌دستی را با هیچ اغماض و چشم پوشی، نمی توان در رده کالای هنری دستی قرار داد، زیرا اشیای صرفاً قالبی و فاقد ذوق هنری یا هویت فرهنگی هستند. از عرضه این آثار در فروشگاه های صنایع دستی ایران تعجبی نیست، اما آنچه ما را شگفت زده می کند، آن است که برخی مشتریان علاقه مند به هنر اصیل ایران، این کالاها را خریداری می‌کنند.

 

به فراموشی سپردن بعد کاربردی

تمامی آثار صنعت دستی که مطابق با تعریف دقیق و صحیح از هنر – صنعت دستی خلق شده اند، اگر سالیان متمادی کاربردشان را در زندگی روزمره از دست بدهند و یا نتوانیم کارکردهای جدیدی برایشان بیابیم، متاسفانه محکوم به فراموشی و نابودی هستند چرا که هنر صنعت دستی زنده است به ذوق هنرمند و کاربرد برای خریدار.

 

آیا تعداد شاخه های صنعت دستی ایران را می دانید؟

در ایران بیش از ۲۵۰ شاخه صنعت دستی داریم. ۲۵۰ رشته صنعت دستی، عددی عجیب و گیج کننده است. شگفت آور بودن این عدد نیز منطقی است زیرا در جهان مقام اول اعداد و ارقام را داریم. آمار رسمی حاکی از آن است که صنعت دستی ایرانی به لحاظ تنوع در صدر کشورهای جهان قرار دارد.

با این حال اگر نتوانیم کاربردهای جدیدی، برای ادامه حیات این شاخه های هنری بیابیم، اگر راهکارهای جدید را جدی نگرفته و آنها را در سطح ملی معرفی و پیاده نسازیم،نه فقط رشته های رو به انقراض، بلکه تمامی صنایع دستی ایرانی با سرعتی باور نکردنی در معرض خطر انقراض و نابودی قرار خواهند داشت.

درست است که اگر سیاست گذاری های صحیح وجود داشته باشد، باید هنرجویانی به فراگیری هنرهای در حال انقراض مشغول شوند تا به صورت موقت تکنیک های ساخت و خلق آثار و به قولی همان فوت و فن استادان پیشکسوت محفوظ بماند. اما توجه کنیم که در دراز مدت، خریداران و مصرف‌کنندگان، مخاطب حقیقی هنر – صنعت دستی هستند.

اگر بتوانیم در ذهن و روح مان، ارتباط گسسته مان با هنر دستی را دوباره احیا کنیم، همان پلی که بین سنت ها و شادی های مان برقرار بود و دیگر نیست (لذت آب خوردن در کاسه ای سفالین نقش و نگار شده به دست هنرمند ناشناس، تعلق خاطری به زنبیل خریدمان که حصیربافی مردمان جنوب کشور است، حس آشنایی و شیرین داشتن رواندازی از کارگاه های پارچه بافی یزد و … ) می توانیم امیدوار باشیم که روح هنر – صنعت دستی را در دل هایمان جاویدان نگاه خواهیم داشت.

محبوبه رستار نما

عکس: پیمان خلف بیگی

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی پرتال جامع علوم انسانی

 

پیگیری سفارش
لیست مقایسه